تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی و آنچه که خلاف واقعیت است(مهندس موسوی:بر خلاف اعاهای شما من هنوز هم به قانون پای بندم)تیرماه 1388 مکتوب

بازگشت از ول معطلی

»می دونی!این وبلاگ مثه اون آلبومای خیلی قدیمی ای می مونه که سالهای سال توی صندوقچه ی مادربزرگ، توی انبار خاک می خورن و سال به سال هیشکی سراغی ازشون نمی گیره تا بالأخره مادربزرگ به یه دلیلی یاد خاطراتش بیفته و حس نوستالژیاییش گل کنه و بره  در صندوقچه رو باز کنه و آلبومو بکشه بیرون...

حالا من شدم اون مادربزرگه و این وبلاگ هم همون آلبوم قدیمی!!!

بعد از مدت ها «ول معطلی» دوباره یاد این وبلاگ افتادم و وسوسه ی نوشتن و خاطرات وبلاگیم قلقلکم داد تا یاد صندوقچه ی قدیمیم بیفتمو ازتوش این وبلاگو بکشم بیرون!

قبلن از خودم می پرسیدم این صفحه مجازی چی داره که این همه بهش دل بستم و چارچنگولی بهش چسبیدم که نکنه یکی از دستم درش بیاره و اونوقت من بمونمو حتما" حوضم!اما تو این مدت فهمیدم که نه دلم واسه شکل وشمایل وبلاگم تنگ میشه و نه واسه تئوری ها و نظرات اجق وجق خودم ، نه،اینا ارزش یه دنیا دلتنگی رو ندارن. من فقط به آدمای این وبلاگ دل بستم و از این می ترسم که یه روزی ، وقتی که من سرمو مثه کبک کردم زیر برف و این وبلاگ هم حتما توی ول معطلی بسر می بره، یه آدم دیگه،یه مکتوب دیگه و یه ش.ا.د.ی دیگه بیاد و همه آدمای وبلاگمو بدزده و با خودش ببره تو مکتوب خودش!

اونوقته که من از حسودی دق می کنم!!!!

پ.ن:بهم حق بدید بعد از این همه مدت ننوشتن،نوشتنم از اونی هم که بود بدتر شده باشه!شما کنار بیاین با این قضیه...

آرام باشید و عاشق... 

!! نوشته شده توسط زهرا-ف(ش.ا.د.ی) | 14:25 | یکشنبه 1387/06/31