تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی و آنچه که خلاف واقعیت است(مهندس موسوی:بر خلاف اعاهای شما من هنوز هم به قانون پای بندم)تیرماه 1388 مکتوب - احساس بزرگ شدن...

احساس بزرگ شدن...

» احساس بزرگ شدن بدجوری داره خفم می کنه! بد جوری...

بزرگ شدن با یکنواخت شدن خیلی ارتباط نزدیکی داره...این رو تو همین مدّتی که مثلاْ دارم بزرگ میشم فهمیدم!

جدیداْ خیلی راحت می گم عادت می کنی حالا...عادت می کنیم ٬ همینه دیگه!!!

جدیداْ خیلی راحت از کنار همه چیز می گذرم...

جدیداْ خیلی راحت اعتقاداتم رو له میکنم...فراموش می کنم...

جدیداْ کلی آدمای جدید جدید دارن وارد زندگیم می شن که من نمی دونم باید چی کار کنم!...

جدیداْ چلچراغ رو می خورم...

جدیداْ احساساتم همه کلیشه ای شدن!!! تازه دیگه با دیدن آژانس شیشه ای یه عالمه فکرای عجیب غریب نمیاد تو مغزم...

من دارم به همه چیز عادت می کنم... شایدم تا گردن تو واقعیت فرو رفتم...ولی این بار مشکل دارم با این قضیه...

حالم داره از این بزرگ شدن بهم می خوره...آقا نمیشه من عین آدم بزرگ شم٬ لطفاْ؟؟!

احساس بزرگ شدن  بدجوری داره خفم می کنه!!! بدجوری...

                          بعضی از آدمایی که وارد زندگیم میشن....

پ.ن باربط: نداریم!

پ.ن های بی ربط :

۱-من دوباره به همون قالب اولیم بر میگردم...مطمئنم...

۲-از همه دوستانی که به طروق مختلف (حضوری ٬تلفن ٬ ایمیل ٬ پیامک٬ pm ٬ کامنت و...راه دیگه ای میمونه؟؟؟) تولدم رو تبریک گفتن ٬ صمیمانه سپاسگزاری می کنم...قربون همتون !!!

۳-من می خوام وبم دختروونه باشه!!! چرا نیست؟؟؟

۴- سنتوری...سنتوری...سنتوری...داره تلفات میده دیگه کم کم....!

۵.آرام باشید...

!! نوشته شده توسط زهرا-ف(ش.ا.د.ی) | 16:13 | یکشنبه 1386/05/07